قبل و بعد از ازدواج(طنز)

قبل ازدواج

دختر:بالاخره موقعش شد.خیلی انتظار کشیدم

پسر:می خوای از پیشت برم؟

دختر:حتی فکرش رو هم نکن.

پسر:دوستم داری؟

دختر:البته:هرروز بیشتر از دیروز.

پسر:تاحالا به من خیانت کردی؟

دختر:نه برای چی می پرسی؟

پسر:منو می بوسی؟

دختر:معلومه هروقت که بتونم!

پسر:منو میزنی؟

دختر:دیوونه شدی؟من همچین آدمی ام؟

پسر:می تونم بهت اعتماد کنم؟

دختر:بله.

پسر:عزیزم.

دختر

حالا بعد از ازدواج از پایین به بالا جای دختر و پسر رو عوض کن

مادر ودختر(طنز)

دختری بامادرش در رختخواب درد و دل می کرد باچشمی پر ز آب
گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست زندگی از بهر من مطلوب نیست
گوچه خاکی بریزم برسرم؟روی دستت باد کردم مادرم!
سن من از بیست وشش افزون شددل میان سینه غرق خون شد
هیچ کس مجنون این لیلا نشدشوهری ازبهر من پیدانشد
غم میان سینه شدانباشته بوی ترشی خانه رابرداشته
مادرش چون حرف دختش راشنفت خنده برلب آمدش آهسته گفت:
دخترم بخت توهم وا می شودغنچه عشقت شکوفا می شود
غصه ها رااز وجودت دورکن این همه شوهر یکی را تور کن
گفت دختر:مادرمحبوب من!ای رفیق مهربان وخوب من
گفته ام بادوستانم بارهامن بدم می آید از این کارها
در خیابان یامیان کوچه هاسربه زیرم وباوقارم هرکجا
کی نگاهی می کنم بر یک پسرمغز یابو خورده ام یا مغز خر؟!
غیراز آن روزی که گشتم همسفرباسعید و یاسر وایضا صفر
باسه تاشان رفته بودم سینمابگذریم ازمابقی ماجرا
یک سری هم صحبت صادق شدم او خرم کرد آخرش هم عاشق شدم
یک دوماهی یار من بود وپریدقلب من از عشق اوخیری ندید
مصطفای حاج علی اصغر شله یک زمانی عاشق من شد بله
بعد جعفریارمن عباس بودالبته وسواسی وحساس بود
بعدازآن وسواسی پرادعاشدرفیقم خان داداش المیرا
بعداو هم عاشق مانی شدم بعدمانی عاشق هانی شدم
بعد هانی عاشق نادر شدم بعد نادر عاشق ناصر شدم
مادرش آمد میان حرف اوگفت:ساکت شو دگرای فتنه جو
گرچه من هم در زمان دختری روز وشب بودم به فکر شوهری
لیک جز آن که تورا باشد پدردل نمی دادم به هر کس اینقدر
خاک عالم برسرت خیلی بدیواقعا که پوز مادرت را زدی!

تماشایی

دقت کردین وقتی چندتا دختر با هم دیگه راه میرن یکیشون خیلی احساس خود داف پنداری میکنه؟!

این همونه!


خلاقیت رو داری؟؟؟؟


دیدن کیکشم ترسناکه !!!!!


قیافه دختر ها وقتی یه نامحرم میبینن